-امروز روز خوبی است از آن روزها که تو ،به رویم آغوش رحمتت را گشوده ای... امروز روز خوبی است ! از آن روز ها که خندانم ، از آن روزها که شکل قاصدک های خوش خبر اند ...امروز ،روز خوبی است...
-این ترانه را به باران می نویسم و به شما دوستان گرامی ام تقدیم میکنم.
-میگویند دنیای مجازی جای مناسبی برای رعایت حق و حقوق مولف نیست اما چه باکی است وقتی تمام کلماتم حق توست ،به نام توست، برای توست، به لطف توست و...
آهای بارون، آهای بارون!
یه کم بیشتر ببار امشب
دلم خشکه دلم خسته س
من و تنها نذار امشب
صدات مث یه لالایی
صدات اندوه و احساسه
ببین از بس که داغونم
کسی من رو نمی شناسه
هوات و تو سرم بنداز
که از سرسام می ترسم
هوات و تو سرم بنداز
هوایی کن من و کم کم
جوابم کن ولی امشب
تو رگبارت من و حل کن
همه چترا رو می بندم
من و اینجا معطل کن
یه جایی آرزو کردم
دلم بازم محیا شه
یه جایی آرزو کردم
که قطره م شکل دریا شه
حالا چشمام م و میبندم
که از دلشوره برگردم
حالا چشمام و میبندم
رو این تنهایی هر دم
آهای بارون ،آهای بارون!
من وامشب محیا کن
آهای بارون آهای بارون!
تو قلبم عشق و احیا کن
شادی لطفی-زمستان ۹۰
-مشتاق خوندن نظرات ارزشمندتون هستم...
-خواستم در جواب پیامکی که امروز صبح از طرف کسی که خودش هم خوب می دانست که کاری کرده است که قطع رابطه ام را با او به صلاح دانسته ام این را بنویسم که
خداوند می فرماید:
و مكروا و مکر الله والله خير الماكرين .آل عمران / 54.
و آنان دست به فريب زدند و خدا هم مكر كرد و خداوند بهترين مكر كنندگان است .
-وقتی به کاری که انجام میدید یقین دارید مطمئن باشد هیچ نیرویی تاکید می کنم هیچ نیرویی قدرت حتی ایستادن در برابر شما رو نداره و نخواهد داشت این یه قانونه یه اصله ...
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 11:40  توسط
|
:هربار که عاشق میشی عشقت از بار قبل محکم تر میشه وسیع تر میشه و همین طور کشنده تر...
به من نگاه نکن
میدانی عشق از یک نگاه شروع می شود
میدانی همه چیز از یک نگاه شروع می شود
می دانی میترسم از این عشق،از این نگاه، از این که ما ناگزیریم به پذیرفتن!
از اینکه ما ناگزیریم به تظاهر دوست داشتن چیزهایی که هیچ گاه دوستشان نخواهیم داشت!
به من نگاه کن!
سطرها که تغییر میکنند جرات خیره ماندن به چشمانت در من اوج میگیرد
به من نگاه کن!
به من نگاه کن!
به من نگاه کن!
همه چیز از یک نگاه شروع می شود!
.....
-رویاهایم را شعرهایم را با نقش ها و خطوطی که ساعت های طولانی را به سامان بخشیدنشان اختصاص می دهم احیا کرده ام اینگونه شکل تازه و جذابی از هنر در من متولد می شود اینگونه دگر گونه می شوم و تو را بیش از پیش در خویشتنم می جویم این خطوط به طرز شگفت انگیزی مرا در خود جای میدهند این خطوط به طرز عجیبی به خواب هایم راه یافته اند... این خطوط ما را به هم میرسانند!
....
یه چیزی بین ما هست که نمیزاره ازت رد شم
یه چیزی هست !یه چیزی هست!
یه چیزی که نمیزاره تو از یادم بری کم کم
یه چیزی هست!یه چیزی هست!
شادی لطفی-پاییز۹۰
باورکن این که اینجایی اتفاقی نیست باور کن!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 21:53  توسط
|
چشمای تو ،چشمای دیوونه ت
چشمای من، چشمای این دختر
خستم از این رویای کابوسی
از عشقمون رد شو ولی نگذر!
.
.
.
ش-لطفی
همین چند خط کافی است !
من هنوز هم می نویسم ، ...من دیوانه تر از آنم که تو می پنداری!
+ نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1390ساعت 17:56  توسط
|
فراموش کردن سخت ترین کار دنیا است اگر فراموش میکردیم جهان ،جهان دیگری بود.
گاهی معمولی و یکدست بودن آنقدر لازم است که به خاطرش ماه ها وقت صرف می کنید و و آن اتفاق دوست داشتنی می افتد کسی از اعماق وجودتان شیوه ی زیستن تان را تایید می کند!
-پاییز عجیبی است ،پاییز فوق العاده ای است ،پاییز وحشتناکی است،پاییز دلگیری است، پاییز ناشناخته ای است ...این ها تمام احساساتی است که من نسبت به این روزهایم دارم !پاییز ناشناخته ای است...
-وقتی شبیه من باشی آن وقت شاید دلیل این احساسات خاکستری و سردم را بدانی...نمیدانم اما دیگر خیلی وقت است که کسی نظرم را به خودش جلب نمی کند ،شعر های عاشقانه ،داستان هایی که از آن ها برایم می گویی جملاتی که بهشان اعتقادی نداری اما بلند بلند می خوانی شان و می گویی فلان کارگردان بی نظیر است...آن روزهایی که تو را اینگونه می خواستم به فنا رفتند حالا دیگر تو را اینگونه نمی خواهم و باز بلند بلند می گویم: عشق صدای فاصله هاست!
-از نگاه های ساکت و خیره ام که جایشان روی لنز دوربین و عکس هامی ماند خوشم می آید...هر نگاهی دنیایی از رازهای نهفته است...
-دلم برای اینجا تنگ شده بود اینجا کمی به من متمایل است و این یعنی نمی توانم به این راحتی از بلگفا بگذرم!
*عنوان نام رمانی است از" فریبا وفی"
خدایا،خدای عزیزم شکرت برای این همه باران و رحمت بی دریغ... خدایا باز هم می گویم شکرت برای باران ،باران ،باران، باران، باران...
ما را به حال خودمان وا مگذار، که خودت می دانی حال تک تک مان را!
آمین!
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 18:59  توسط
|
مروری بر تكنیك هنری كلاژ در هنرهای تجسمی، ادبیات و معماری.
كلاژ هنر چیدمان بافت های مختلف در كنار یكدیگر و خلق تصویری نو با مفهومی تازه است.لغت كلاژ از واژه فرانسوی كلر (coller)، به معنای چسباندن مشتق شده است.
گرچه كلاژ بیشتر به عنوان یكی ازتكنیك های خلق اثر در حوزه هنرهای تجسمی شناخته شده ولی می توان نمونه هایی از استفاده از این تكنیك را در ادبیات و معماری نیز مشاهده كرد.در تكنیك كلاژ می توان انواع متریال را مشاهده نمود. تكه های جراید،روبان های پارچه ای، تكه های كاغذ رنگی، كاغذهای دست ساز، عكس و بسیاری مواد دیگر می توانند در خلق اثری با تكنیك كلاژ استفاده شوند. آنچه در تكنیك كلاژ حائزاهمیت است حضور تكه ها و بافت های گوناگون در كنار هم و چسباندن آنها در كنار یكدیگر برای رسیدن به یك تصویر جدید است.
تكنیك كلاژ نخستین بار در زمان اختراع كاغذ در چین در حدود سالهای ۲۰۰ قبل از میلاد، به كار گرفته شد. این روش به صورت بسیار محدود به حیات خود در شرق ادامه داد تا آنكه در قرن دهم میلادی خوشنویسان ژاپنی برای چاپ اشعارشان از روش بریدن وچسباندن حروف بهره گرفتند. تكنیك كلاژ در طی قرن سیزدهم میلادی به اروپا راه یافت و در طول قرن های ۱۵ و ۱۶ میلادی به عنوان یكی از روش های معمول در تزئین كلیساهای گوتیك به كار بسته شد.
با شروع قرن ،۱۹ كلاژ در اروپا جنبه فانتزی به خود گرفت و در آلبوم های عكس و یا تصویرسازی برخی كتاب های داستان استفاده شد.پابلو پیكاسو نخستین نقاش مكتب كوبیسم بود كه از تكنیك كلاژ در خلق آثارش بهره گرفت. وی در سال ۱۹۱۲ میلادی برای تابلوی «زندگی آرام با یك صندلی راحتی» از وصله های چند پارچه رنگی و تصویر طراحی یك صندلی استفاده نمود و آنها را بر روی بوم در كنار هم چسبانید. نقاشان سورئالیست نیز استفاده وسیعی از این تكنیك داشتند. «رنه پسرسون» به لحاظ استفاده بسیار سورئالیست ها از این تكنیك نام «inimage» را مطرح نمود كه معرف تكنیك كلاژ منحصر به فردسورئالیست هاست. هنرمندان این مكتب اثری را برای خلق تصویری نو تخریب می كردند.
از دیگر روش های استفاده از تكنیك كلاژ در هنر نقاشی می توان به كلاژ بوم های نقاشی اشاره كرد كه توسط «جان والكر»، هنرمند بریتانیایی استفاده می شد. وی بوم های نقاشی شده را تكه تكه می كرد و از نو در كنار هم می چسباند. روش كلاژ بوم های نقاشی زمینه پیدایش تكنیك میكس مدیا را در هنر بوجود آورد.گرچه «لكوربوزیه» از روش هایی مشابه تكنیك كلاژ در معماری استفاده می كرد ولی این تكنیك به عنوان یك تكنیك كاربردی تنها پس از چاپ مقاله «شهر كلاژ» بوسیله «كالین رو» و «فرد كوتر» در سال ۱۹۷۸ در هنر معماری رسمیت یافت. آنها در مقاله خود به مفهوم شكست فضایی كه در تكنیك كلاژ وجود دارد اشاره كرده بودند وكاربرد آن را در معماری بنا مفید می دانستند.
دكوپاژ در معماری داخلی نیز بخشی از تكنیك كلاژ محسوب می شود. ایجاد عمق از یك فرم بوسیله تكرار همان فرم در پسزمینه یكی از روش های دكوپاژ در دكوراسیون است.ادبیات نیز از حضور تكنیك كلاژ بی بهره نماند. رمان های كلاژ كتاب هایی هستند كه در آن ها بخش هایی از آثار چاپ شده توسط فردی انتخاب شده و در كنار هم آورده شده است. این آثار اغلب از یك تم واحد برخوردارند و بوسیله راوی انسجام خود را حفظ می كنند. كلاژ در ادبیات جدا از گرد هم آوردن بخش های متفاوتی از آثار منتشر شده معنای دیگری هم دارد. در این حالت كلاژ به معنای قرار دادن عقاید و باورهای متنوع از افراد مختلف در قالب یك نوشته است كه لزوماً از آثار منتشر شده ای گرفته نشده اند.وجه هنری تكنیك كلاژ بیشتر در آثار فوتومونتاژ دیده می شود. فوتومونتاژ در اصطلاح به اثری كه بوسیله تكه های یك عكس یا بخش های انتخاب شده از عكس های مختلف ساخته شده باشد گفته می شود. تصویر كامپوزیت شده در نهایت می تواند از نو عكاسی شود و حتی در نرم افزارهای ویرایش عكس، تغییر و بهبود یابد.
منبع:سایت آفتاب
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 10:25  توسط
|